محمد رضا واليزاده معجزى

712

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

و اين ترانه را نيز در مايه شهناز در انجمن مهاجرين خوانده است : چه شورها كه من به پا ز شاهناز مىكنم * در شكايت از جهان به شاه باز مىكنم جهان پر از غم دل از صداى ساز مىكنم * ز من مپرس چونى ، دل چو كاسه خونى ز اشك مپرس كه افشا نمود راز درونى * اگرچه جان ازين سفر بدون دردسر اگر به در برم من به شه خبر برم من مراجعت طولابىها به خرم‌آباد به قصد اصلاح با والىزاده قبلا نوشتيم كه از جمله اشخاصى كه در ركاب نظام السلطنه از لرستان به كرمانشاه حركت كردند تا قشون روسيه را كه نقض بىطرفى ايران را كرده و ناخوانده وارد كشور ما شده‌اند با كمك آلمانها كه با نظام السلطنه پيمان بسته بودند بتارانند ، خوانين طولابى و مير شيخ على خان و برادرش بودند . رفتن [ برخى ] لرستانيان با نظام السلطنه يك علت داشت و آن استفاده از ليره‌هاى آلمانيان و عثمانيان بود . ولى رفتن اشخاصى كه نام برديم غير از استفاده [ مادى ] علت ديگرى هم داشت و آن كشتن ديوان بيگى و آقا ربيعا بود كه اولى را رستم خان طولابى بهادر السلطان و برادرانش [ كشتند ] و دومى را مير شيخ على خان در زندان نظام السلطنه و به دستور وى زهر خورانيد . « 1 » البته اين اشخاص به شخصه هيچ‌گونه حساب خورده‌اى با اين دو نفر سرشناس نداشتند و قلبا هم مايل به اين كار نبودند ولى چون نوكر ديوان بودند و از نظام السلطنه مواجب مىگرفتند به دستور وى اين دردسرها را براى خود درست كردند . البته مادام كه نظام السلطنه در لرستان يا بروجرد بود آنها در پناه او مرفه و آسوده بودند ؛ ولى بعد از اينكه او با آلمانيان پيمان بست و عازم جبهه گرديد ، آنها هم اجبارا با او رفتند . مدت مديدى با نظام السلطنه بودند و رنج غربت را تحمل كردند به دو اميد ، اول آن‌كه از طفيل وجود آلمانها هر ماه مبلغ قابل ملاحظه‌اى دريافت مىكردند و به مرور پول در نزد آنها تورم پيدا كرد و هركدام صاحب مبلغ كلانى وجه نقد شدند . دوم اينكه آنها خيال مىكردند آلمان در اين جنگ فاتح خواهد شد و نظام السلطنه را به تخت

--> از اين مهاجرت است . ( 1 ) . اصل : خورانيده بود .